تبلیغات
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic کدتقلب بازی جی تی آی5-کد تقلب بازی جی تی آی 4-کدتقلب بازی پرنس1-کدتقلب بازی پرنس 2-کد تقلب جنگ های صلیبی-مراحل جی تی آی5-مراحل جی تی آی4-كد تقلب جنون سرعت -كد تقلب كماندوز2 –کد تقلب بازی پدر خوانده-کد تقلب بازی مکس پین-کد تقلب بازی هیتمن-کد تقلب بازی کانتر - داستان بازی کراتوس
کدتقلب بازی جی تی آی5-کد تقلب بازی جی تی آی 4-کدتقلب بازی پرنس1-کدتقلب بازی پرنس 2-کد تقلب جنگ های صلیبی-مراحل جی تی آی5-مراحل جی تی آی4-كد تقلب جنون سرعت -كد تقلب كماندوز2 –کد تقلب بازی پدر خوانده-کد تقلب بازی مکس پین-کد تقلب بازی هیتمن-کد تقلب بازی کانتر

شروع داستان : او درشهر اسپارتا به دنیا آمد. مادر او یک زنی  که از او هیچ اطلاعاتی نیست و پدر او زیوس است . در دوران کودکی بسیار قوی و قدرتمند بود . از همین رو در دوران جوانی به یکی از کاپیتان های زبده در آمد و برای خود لشکری دست و پا کرد . بعد از این او ازدواج کرد و از این ازدواج یک دختر زیبا به وجود آمد.در یک روز، لشکر کراتوس به دست گروه می افتد.رئیس این گروه شخصی به نام آرس (خدای جنگ) است.او قدرتمندترین جنگ آور زمین است ولی او کراتوس را نمی کشد او به دست های کراتوس به وسیله زنجیر شمشیرهایی رو وصل می کنه که به آنها شمشیرهای آشفتگی می گویند و همچنین قدرتهای را نیز به عنوان خدای جنگ به او اطا می کند . کراتوس به خاطر این کار مطیع او می شود و به یکی از سربازان او تبدیل می شود.آرس همراه با کراتوس قدرت بیشتری گرفته بود و دست به جنایات و قتل های بیشتری زد.خانه کراتوس بعد از ازدواج در بود و آرس بعد از اشغال سرزمین های کناری قصد حمله به سرزمین را گرفت . کراتوس بدون توجه به اینکه زن و بچه کوچک خود در این سرزمین زندگی می کنند دست به حمله به شهری زد که سالها در انجا زندگی می کرد و بیشتر مردم آنجا را می شناخت و او به دستور آرس حتی به زن و بچه خود نیز رحم نکرد و آنها را هم از سر راه خود کنار زد ولی بعد از این کاربعد از این کار پوست بدن کراتوس به رنگ سفید تبدیل شد و این به علت شرمساری او بود او به هیچ عنوان باور نمی کرد که زن و بچه خود را به دست خود به قتل رسانده باشد از این به بعد دراسپارتا محل تولد او به او روح اسپارتا گفتند و لغب او روح اسپارتا نام گرفت داستان اول بعد از این ماجرا کراتوس تصمیم می گیره به شهر یونان بره تا شاید خدایان کاری بتونن برای او انجام بدن خدایان گناهان او رو ببخشن و زن و بچه او رو زنده کنند.در طول سفر و در دریای آگیان او با خدای دریاها رو به رو می شه و او به کراتوس دستور می ده که باید هایدرا رو نابود کنه. کراتوس عازم هایدرا میشود و در میان جنگ و تسخیر هایدرا ، زیوس(پدر کراتوس یکی از خدایان یونان) ظاهر میشه ، زیوس ماموریت نابود سازی هایدرا را از او می گیرد.و به او دستور نابود کردن و کشتن آرس (خدای جنگ) را می دهد. کراتوس هم چون همه این اتفاقات رو تقصیر آرس می دانست و از روی خشم این ماموریت را پذیرفت و علت دیگر این انتخاب این بود که شاید به قدرت و نیرو و جا و مکانی هم برسد.کراتوس بعد از اینکه از هایدرا خارج شد به سمت شهر آتن می رود او برای نابود کردن خدای جنگ(آرس) به چندین وسیله نیاز دارد زیرا قدرت آرس بسیار زیاد است و اصلا او خدای این کار هاست. یکی از وسایلی که او برای نابود سازی آرس می خواهد جعبه پاندارا است.کراتوس برای به دست آوردن این جعبه از شهر آتن خارج شد و به سمت صحرای روحهای گمشده به راه افتاد.او از مقبره های قدیمی تیتان بالا رفت و پس از جنگ با ارواح مختلف جعبه پاندرا را به دست آورد.در همین موقع که کراتوس برای بدست آوردن جعبه خوشحال بود و به جعبه پاندرا نگاه می کرد.آرس یک ستون بزرگ معبد را به پایین و به سمت او هل داد.در همین لحظه  که کراتوس قصد جاخالی دادن ستون را داشت جعبه از دست او ول شد و به زمین افتاد .آرس به سمت کراتوس رفت که او را نابود کند ولی او(کراتوس) به وسیله یک تناب جادویی به زیر زمین فرار کرد ولی در آخر راه سر او به سنگی خورد و بیهوش شد آرس زحمت دنبال کردن او را به خود نداد چون او جعبه پاندار را در دست داشت و با این جعبه قدرت او چندین برابر نیز می شد.آرس به خاطر نیرویش در زمانی که کراتوس بی هوش بود ، در ضمیر ناخود آگاه کراتوس باز زن و فرزندش را در جلوی چشمانش آورد. و به سمت خانواده او موجودات عجیبی را می فرستد . کراتوس از خانواده خود دفاع می کند تا به آنها آسیبی نرسد.ولی..قدرت آرس با استفاده ازا جعبه پاندرا بسیار زیاد شده بود طوری که باز دستور قتل همسر و فرزندان کراتوس را به او داد و کراتوس باز حتی در ضمیر ناخود آگاه خود نیز به آنان رحم نکرد. بعد از به هوش آمدن کراتوس او بسیار زیاد نیروی خود را ازدست داده بود و از نظر روحی نیز باز بسیار ضعیف شده بود.در همین موقع آرس تصمیم گرفت تا ضربه آخر را به کراتوس بزند و او را نابود کند ولی در این نبرد حساس کراتوس توانست به خاطر نفرت زیادی که از آرس داشت و عصبانیت زیاد و با استفاده از شمشیر آرس را از پای در آورد. شهر آتن از دست آرس حفظ شده بود. بعد از نابود کردن آرس او پیش خدایان رفت ولی خدایان گفتند که نمی توانند خانواده او را نجات دهند  . کراتوس بسیار ناراحت شد او همه چیز را از دست داده بود و راهی به جز خودکشی در جلوی خود نمی دید. او به امید پایان یافتن همه چیز خود را از بالای سخره ای به پایین پرت کرد و در آب فرو رفت . در همین تفاصیر خدایان تصمیم مهمی برای او گرفته بودند و به اراده آنان او از آب خارج می شود و آنها او را به عنوان خدای جنگ جدید معرفی می کنند. کراتوس خدای جنگ بودن را به مرگ ترجیح داد و به عنوان خدای جنگ بر تخت خدایی نشست .

 






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 فروردین 1388 توسط محمدرضا نره ای
درباره وبلاگ

جستجو

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

آمار سایت



http://www.persiangig.net/img/in/jpg.gif